بغض غروب /وبلاگ اشعار سمیه محمدیان

 
نویسنده : سمیه محمدیان - ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢
 

به یاد بود تلخ ترین لحظه های  سپری شده از زندگیم. درست همین ساعت یک سال پیش. یک سال که به کندی هزار سال گذشت.

 

 

دلم گرفته بیا پاره ی تنم مادر

بهانه گیر تو اینبار هم منم مادر

 

نمی شود که هوای تو از سرم برود

که من نمی رود این عطراز تنم مادر

 

که من هنوز به یاد تو شب به موهایم

به جای دستانت  شانه می زنم مادر

 

که من به شوق تو می خوابم و نمی فهمند

چرا ز عالم شب دل نمی کنم مادر

 

شبیه کودکی ام طاقتم سر آمده باز

چرا نمی گذرد بی تو ماندنم مادر..