هر از گا هی نگاهی کن نگات مرهم کنه باید
تو آهت آهیه که پشت کوهو خم کنه باید 

شنیدم رد پاهای تو بوی آسمون می ده
تو این غربت به هر کی گم می شه راهو نشون می ده
......
یه دل تا میشکنه هفت آسمونش با خبر می شه
میاد و از رگ گردن به تو نزدیک تر می شه

تو قلب کوره ها امشب یه جور دلشوره افتاده
که آتیش دلاست انگار به جون کوره افتاده

از اشکاش آسمون، چادرشبش تر می شه کاری کن
داره تن پاره ی مهتاب پر پر می شه کاری کن

سمیه محمدیان . مربوط به ترانه ی پایانی آخرین اثر سینمایی در دست ساخت از حسن نجفی

 
/ 7 نظر / 16 بازدید
aydın saheli

با غزلي كوتاه بروزم دعوت از ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ

محرم محمدیان/ازتبریز

باسلام خوشم آمدمطالب واشعارعالی داریدمتشکرم کخ یادی ازاستان می برید

آرش کریمی

شیر آمدم در بیشه تا آهو بگیرم تا کی به جایت در بغل زانو بگیرم ؟ [گل][گل][گل] سلام خانم محمدیان. دعوتید به خواندن یک غزل.

hamed

هفته نامه سینما موسیقی تاتر به روز شد

hamed

هفته نامه سینما موسیقی تاتر به روز شد

adib

mer30 az lotfe hamishegit tarani zibaiest/ tabrik [گل]

سید

سلام الهی تاقیامت زنده باشید