بیتی از یک غزل ناتمام ، در شبی از پنج شنبه  شب های  بی قراریم :

 

آهسته تر مادر , ببین پشت سرت را

دیگر رها کرده است دستم چادرت را....

/ 4 نظر / 19 بازدید
آرش کریمی

سلام خانم محمدیان. این نظر لطف شماست و خوشحالم که شعر ناقابلم تونسته نظرشما رو جلب کنه. انشالله غزل های بعدی رو هم بخونید :))))

آرش کریمی

سلام خانم محمدیان. این نظر لطف شماست و خوشحالم که شعر ناقابلم تونسته نظرشما رو جلب کنه. انشالله غزل های بعدی رو هم بخونید :))))

مهدی یادگاری

استاذ واقعاا تخت تاثیر قرار گرفتم و شرمنده ام که شما تو روزای سختی من کنار من بودید ولی من نبودم.... فقط میتونم از خدا براتون صبر بطلبم