دلم بهانه نگیرد٬بگوچه کارکند؟

چگونه بی تو مرا گرم روزگار کند

 

چگونه روح عجینم٬ به تاروپود تنت

مرا به غربت این خاک سازگار کند

 

خیالت از پس درهای بسته آمده است

مرادوباره به دلتنگیت دچارکند

 

شبیه یک زن نازا ٬که زلّ تابستان٬

هوای ترشی وشیرینی انارکند

 

چرانشد ٬وطن من؟ غروبهای مرا

شراب شرقی خورشید تو٬ خمار کند؟

 

دلم گرفته٬شبیه پرنده ای که دلش٬

بخواهد از قفس آسمان فرار کند..

/ 18 نظر / 111 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی یادگاری

مثل همیشه عالی ی ی بود استاد ممنون از شعر زیباتونن بیت دوم و بیت اخر فوق العاده بودند

طعم سیب

شبیه یک زن نازا ٬که زلّ تابستان٬ هوای ترشی وشیرینی انارکند .. سلام بانو محمدیان بسیار زیبا و دلنشین با چاشنی غربت قریب ...سایه تان مستدام

جمیله امام دوست

با سلام و درود ...سمیه عزیز شعر زیبایت را خواندم ...دلنشین و گوارا سر کشیدمش.... درود[گل]

الهام

[گل][گل]وبتون عالیـــــــــــــــــــــــــــــــــ[گل]ـــــــه

خواهر خاکستری

سلام عزیز هرجا به خدا نزدیکتری اونجا وطنت هست وقتی دلتنگی دعات زودتر مستجاب میشه میبوسمت التماس دعا شعرت هم خیییییییلی قشنگ بود

رهگذر

من آن کویر ترک خورده ام که خاکم را کجاست آنکه بیاید پر از بهار کند نمی هراسم از این مرگ ناگهان ترسم مرا زمانه بداغ تو سوگوار کند فی البداهه سروده شد

الفبا

درود بر شما..کار زیبایی خواندم،مانا باشید

س

سلام بر شاعر گرامی خوبی تموم نشد؟ امیدکه هرکجایی شاد و سلامت باشید [گل]

مجید

عالی ....ممنون دست مریزاد