تقدیم به دوستان خوبم که بارها آمده اند و رفته اند و دلخور شده اند از من بابت اینکه با شعری فارسی به روز نکرده ام:

 

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدم

نشد شبیه تو باشم, نشد, بلد نشدم

 

اگرچه شد بدی ات زخم بر دلم بزند

ولی نشد که خیال تو را به هم بزند

 

بدی نمی کنم و از دلم نمی آید

منی که از بدی ات هم بدم نمی آید

 

نشسته ای به دلم مثل پیرهن به تنم

گذشته کار من از اینکه , از تو دل بکنم

 

مزن به این در و آن در که دست بردارم

تو هر چه هم بکنی باز دوستت دارم

 

خوشم به حال دلم که به درد تن داده است

خوشم, همینکه خیال تو را به من داده است..

/ 42 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا رضائی

آری این مادر بابا ، با کمال بی رحمی و کین در بساط حقیر این زمان و زمین در مقابل دیدگان عزیزان خونین چشم پر حسرت رخت به دامان تیره خاک کشید که حتی سرای ابدی اش هم از چشم این نا مردمان آدم نما در خفا ماند و چه دردی جان گدازتر از این که یگانه گلبن دنیا و دریای نجابت و حیا در باغ اَبَرمرد تاریخ خلقت خدا از جور جاهلان تیره روان ، بیرحمانه خشکید خون گریه کن فرات ، که خوب مهر خود به جا آوردی خون گریه کن فدک ، که خوش حق خود ادا کردی خون گریه کن فلک ، که چشم حقیقت بینت کور گشت خون گریه کن بشر ، که قدر نشان مظهر لولاک را ندانستی خون گریه کن ای چاه ، که تک ستاره همراز شبهایت خاموش گشت جامه پرپر کن ای گل ، که به باغ جهان رنگ و رو نماند بنال ای در ، که دگر به در و دیوار ماسوا آبرو نماند بنال ای بلبل ، اگر با منت سر یاریست بنال ای آنکه عشق اندر سینه داری ، که ایام عزاداریست تسلیت ای ذات عرش کبریا ، تسلیت ای جلوه ذات خدا تسلیت ای بو تراب ای مرتضی ، تسلیت ای کشته زهر جفا تسلیت ای مظهر خون خدا ، تسلیت ای تسلیت ای دردمند نینوا تسلیت ای حافظان دین خدا ، ای اولیا و اوصیا تسلیت ا

محمد رضا رضائی

پیشاپیش بهار و سال جدید بر دوستان مبارک باد هم چنان شور سحر دارم بهار من کجاست ؟ نغمه هایم ناله گشته گل عذار من کجاست ؟ با خیال چشم هایش مانده ام چشم انتظار عـارفی گوید که یاس نوبهـار من کجاست ؟ گـم شـدم در لا به لای خاطـرات چـــین او گیسوان بر باد داده شهسوار من کجاست ؟ با تب هجـر وصـالش سـینه را آتـش زدم آن طبیب چشم های اشکبار من کجاست ؟ چشم هایم قطره قطره کوچه را جارو زده قاصد کوی محبت رهگـذار من کجاست ؟ می رسد از آسمان نجوای زیبایش به گوش ماهـتاب پر فـروغ شام تار من کجاست ؟ با لبی از جنس عرفـانی دعایش کرده ام آن صبور لحظه های بیقرار من کجاست ؟ خسته و تنهــا شکـستم زیر بار اشتیاق عاشقان یک دم خدا را کوی یار من کجاست ؟ تنهــــــــــــــــا [گل][گل][گل][گل]

نگین مقیمی

سلام سمیه عزیزم خیلی دلتنگتم در این نوروز باستانی ایرانی شادی و امید برات آرزومندم

گنجینه شعر

سلام اشعار قشنگی دارین با اجازه لینگتان کردم در قسمت شعرا اگر اجازه می فرماین از اشعارتان به نام خودتان در گنجینه استفادح شود

گنجینه شعر

سلام اشعار قشنگی دارین با اجازه لینکتان کردم در قسمت شعرا . اگر اجازه می فرمایید از اشعارتان به نام خودتان در وبلاگ گنجینه استفاده شود .

طعم سیب

سلام فرهیخته گرامی تعطیلات گذشت ولی سال نومبارک کارنو انتظار ماست و چشم براهیم. [گل]

احمد فرنود

سلام و درود ها خدمتتان سرکار خانم محمدیان [گل] به تازگی با وبلاگتان آشنا شدم و بسیار مشعوف ... حقا مثنوی پر احساس و بسیار زیبایی را خواندم ...با وجود دوری از وطن اصالت و فرهنگ کهن مرز و بوم خویشتن " شعر " این در گرانبها را فراموش نکرده اید و خیلی قوی قلم می زنید.درود ها[گل] برایتان در همه ی مراحل زندگی موفقیت و پیروزی آرزومندم. هر جا که هستید شاد و سرافراز و پیروز باشید،قلمتان جاوید. با کمال احترام دعوت می باشید باعث افتخار است.

ادیب

من هیچوقت شاعر خوبی نبوده ام اما اگر به چشم تو خوبم.. چقدر خوب! فراوان درود و ارادت