سلام بر حسین

بعد از چند سال محروم بودن از هوای محرم    امسال در مراسم هر روزه ای که تا سوم حضرت در خانه ی پدری ام به پا می شود حضور دارم و دست از پا نمیشناسم  که مثل مادرم  میزبان بانوهای عاشقی باشم که سالهاست در این خانه امن یجیب را همنوایی کرده اند و با نفسهایشان به این حریم حرمت بخشیده اند. 

دوستان خوبم در تبریز  برایم پیغام خصوصی بگذارید تا  شاید دیداری تازه کنیم و  دلی سبک. 

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاکستری

گمان مبر که دگر بی تو زنده خواهم ماند به عزت و شرف لا اله الاا... "مهدی سیار"

مهدی یادگاری

سلام استاد خیلی وقته به این شاگردتون بخاطر کم کاریش محل نمیدید :) بسیار مشتاق دیدن پیامتون شنید صداتون و اگر عمری باشه دیدنتون هستم مارو بی خبر از خودتون نذارید

الهه تاجیک زاده آریایی

سلام سمیه ی عزیز[گل] امیدوارم همیشه سلامت باشی بانو یزد همدیگر رو رویدیم اما همان دیدار کوتاه هم کافی بود تا برای همیشه در قلبم جای بگیری... دوستدار و ارادتمندت[گل][قلب]

الهه تاجیک زاده آریایی

درود و ارادت بسیار سمیه جان[گل] یادت هست همسفر یزد بودیم... دیدارمون کوتاه بود اما از بس خوبی تا همیشه در قلبمی... راستی تولدت مبارکککککککککککک[قلب][گل]

سید مهدی

سلام همشهری اتفاقی با وبلاگت آشنا شدم و از اشعارتان لذت بردم. لینکتون کردم که گاهی بخوانمتان سپاس

امیدرضا بهرامیان

سلام جمعتان جمع و دلتان مجموع و نفستان گرم و توفیقتان روزافزون باد

نسرین

سلام امیدوارم هوای دلتون آفتابی باشه ممنون که سرزدین راستی تولدتونم پساپس مبارک [گل]الان دیگه شعرنمی نویسم هرچندماه یکباراونم ترکی برام دعاکنیدراستی تواین عکس خیلی شبیه لیلاحاتمی هستین[ماچ]

مهدي محمدزاده

امروز به اتفاق پدر و برادرم شعر هاتون رو مرور كرديم... پدر از مطلب «دغدغه هایی که شعر نمی شود, که با شعر نمی شود..» خيلي خوششون اومد...

سیدمحمود

حدیث عشق تو در پهنه ی جهان جاریست حکایتی ست که حتی به آسمان جاری است دوباره شهر پر از حس اربعین شده است هوای ناب حرم با دلم عجین شده است چهل شب است زمین و زمان سیاه شده دوباره سینه زینب اسیر آه شده کجاست اکبر لیلا و رزم زیبایش؟ کجاست قاسم و افسون قد و بالایش؟ هزار سال گذشت و غم تو سنگین تر رسیده بیرق هستی به خیمه دیگر کجائی یوسف زهرا " عَلم به دست " بیا هنوز داغ دل شیعه تازه است بیا